چند پرده از حاشيه هاي زشت و سياه واليبال /از نفرت پراکني تا تهديد خبرنگار

دسته: بخش باشگاه ها , لیگ برتر مردان
سه شنبه - ۲۳ آبان ۱۳۹۶
چند پرده از حاشيه هاي زشت و سياه واليبال /از نفرت پراکني تا تهديد خبرنگار

ليگ برتر واليبال ايران چهارشنبه وارد هفته هفتم مي شود. هفت هفته توفاني، هفت هفته پر از اتفاق.

به گزارش والیبال آنلاین،بانک سرمايه متمول در صدر است و سارويه بي پول در آستانه انحلال. پيکان تازه جان گرفته است و مي خواهد به بانک سرمايه برسد و شهرداري تبريز بدون باخت و با پيروزي هاي متوالي مي تازد. رعدپدافند کاشان هم ديدارهايش را يکي پس از ديگري مي بازد. به کيفيت فني ليگ کاري نداريم. همه چيز خوب است. اما حاشيه ها… امان از حاشيه ها…. چقدر مي توانيم از حاشيه ها بگوييم؟ حاشيه ها زياد است. البته بايد تاکيد شود بازيکن، مربي و مدير اخلاق مدار در اين واليبال زياد است اما حاشيه سازان اگر بخواهند همه چيز را تحت تاثير قرار مي دهند. بد نيست برخي حاشيه هاي واليبال و مرتبط با واليبال را مرور کنيم:

 

 

فحاشي هاي معمولي در واليبال

 

 

نفرت پراکني اين روزهاي واليبال تا جايي پيش مي رود که چند کارشناس، مفسر ، گزارشگر و خبرنگار واليبال بايد تهديد شوند. پس از آن تهديدها، مصاحبه اي هم با جواد محتشميان گزارشگر و مفسر سپيد مو و با تجربه انجام مي شود. انتشار مصاحبه کمي پس از اتفاقات او مربوط به اظهار نظر درباره سن و سال پوريا يلي ۱۸ ساله در يکي از گزارش هايش است. او که تحت فشار قرار گرفته در مصاحبه خود صحبتي از آن اتفاق به ميان نمي آورد و فقط به داستان گزارشگر شدن خود مي پردازد.

 

 

انتشار مصاحبه همان و بالا گرفتن تهديدها همان. برخي صفحات واليبالي اينستاگرامي که کاري جز نفرت پراکني و فحاشي ندارند پايگاهي براي آغاز اين حواشي هستند. مگر اينجا فوتبال است؟ حتي در فوتبال هم که بازخوردهاي بسيار وسيع تري دارد و محبوبيتش بسيار زيادتر چنين اتفاقاتي ديده نمي شود. تهديد به خاطر يک مصاحبه؟ به اين جمله توجه کنيد: «اگر شما را دفعه بعد در جايگاه خبرنگاران ببينيم نارنجک طرف شما پرتاب مي کنيم». اين عين عبارتي است که در قالب آي دي هاي مختلف بدون نام واضح و مشخص به دايرکت اينستاگرام يک خبرنگار مدام ارسال مي شود. يکي ديگر مي آيد به گونه اي نامعقول تر تهديد مي کند. کانال ها و پيج هاي نفرت پراکن هم مدام از نقش سياه مافياي رسانه ها بر واليبال مي گويند و اينکه رسانه ها در پي خراب کردن نام ستاره هايي مثل معروف هستند. انگار نه انگار که حتي بزرگ ترين سوپراستارهاي واليبال ايران يعني سعيد معروف و رفقا همين شهرت را مديون زحمات بي منت و بي مزد رسانه ها هستند. بدون رسانه ها چه کسي ستاره هاي واليبال را مي شناخت؟ آنها حتي در محله خودشان هم شناخته شده نبودند. اما حالا رسانه ها تبديل به مافياي سياه شده اند. آرام بگيريد، اينجا واليبال است. اين همه جوگيري فايده اي ندارد. واليبال ، واليبال است. نه بيشتر. واليبال چيزي نيست جز يک ورزش. اينکه شما در ذهن خود نيازمند اسطوره سازي هستيد و بايد يک بازيکن را قديسه خود قرار بدهيد مشکل خودتان است، مشکلي مربوط به کمبودهاي روحي و رواني. به خاطر اين ورزش و ستاره هاي شکم سيرش کسي را تهديد نکنيد. اگر هم تهديد مي کنيد منتظر باشيد که پليس فتا در حال پيگيري همه تهديدهاست.

 

 

اين ستاره ها را خاموش کنيد

 

آقاي ستاره بايد خاموش شود. چرا؟ چون به اندازه کافي در اين واليبال شهرت ، موفقيت و ثروت به دست آورده است. حالا کم کم بايد کنار برود. جاي خود را به جوان ترهايي بدهد که اگر کمي بيشتر تجربه کسب کنند آنها هم ستاره مي شوند. اما متاسفانه ستاره قانع نيست. در تمرينات تيمش بددهاني مي کند. براي ديگران تعيين تکليف مي کند. براي سرمربي خود تصميم گيري مي کند. قراردادش هم که سر به فلک مي زند. ورزش ستاره پرور و ستاره سالار حالا اينجا و در واليبال هم مقهور شده است، مقهور بازيکني که حد و حدود را نمي داند و به پشتوانه شهرتي که رسانه ها برايش ساخته اند مي تازد و دلبري مي کند. پيج هاي حامي اين ستاره و امثال او نيز فحاشي و تمسخر و توهين به اين و آن را بهترين راه براي حمايت از ستاره محبوب خود مي دانند! اما ستاره ها رفتني اند. يک روز مي روند. همانطور که افتخاراتشان در ياد مي ماند (تضميني هم در اينباره نيست) قطعا اين قلدري ها و اين حرکت هاي زشت حساب شده نيز در کارنامه آنها ثبت مي شود.
حاشيه هاي بي پايان

 

تيم منحل مي شود، بدهي دارد، بازيکنان مي روند و برمي گردند. مربيان هم مي روند و مي آيند. هيچ چيز مشخص نيست. پس از ماجراهاي گنبد و اسپانسرش حالا نوبت به سارويه رسيده است. سايه شوم انحلال همه جا ديده مي شود. چک برگشت مي خورد، بازيکن مي خواهد شکايت کند. بازيکن خارجي بي نهايت بي کيفيت و سن بالا به تمرينات مي آورند. بازيکن جوان و با کيفيت را جواب مي کنند تا بازيکن پا به سن گذاشته جولان بدهد. مربي از اينکه بازيکن احترامش را نگه نمي دارد ناراحت و دلخور است.
فصل به فصل اوضاع بدتر مي شود. اين فصل بدتر است چون جسارت را به جايي رسانده اند که حالا خبرنگار هم تهديد مي شود. حاشيه ها تمام نمي شود. سوال مهم اين است؛ چه کسي به اين حاشيه سازان تا اين اندازه ميدان داد…..؟! چه کسي آنها را ساکت مي کند؟ پاسخ به سوال اول را مي دانيم اما سوال دوم را خير!

 

هيلدا حسيني خواه / جام جم آنلاين

    telegram-baner
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
لینک کوتاه: http://www.volleyballonline.ir/?p=2481
برچسب ها: